محمد مهدى ملايرى

347

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نياز به چند توضيح دارد : يكى اين‌كه نام « شط العرب » كه در قرنهاى اخير براى اين رود به كار رفته و اكنون اين رود در زبان عربى بدان معروف است نامى قديمى نيست . در هيچيك از كتابهاى جغرافيايى عربى قديم مانند كتاب المسالك و الممالك ابن خردادبه ، و كتاب الخراج قدامة بن جعفر ، و مسالك الممالك استخرى ، و كتاب البلدان يعقوبى ، و احسن التقاسيم مقدسى ، و حدود العالم فارسى ، و معجم البلدان ياقوت ، و حتى در كتاب تقويم البلدان ابو الفداء كه در سال 721 هجرى تأليف شده در هيچ‌يك از اينها اين نام ديده نمىشود . بارتولد در كتاب جغرافياى تاريخى ايران گويد در قرن چهاردهم ( - ميلادى ) حمد الله قزوينى كلمهء شط العرب را به كار برده « 1 » ، ( كتاب حمد الله قزوينى در سال 740 هجرى تأليف شده ) . ولى اين را نمىتوان قديميترين كاربرد نام شط العرب شمرد زيرا پيش از آن در عربى در كتاب نخبة الدّهر فى عجائب البرّ و البحر تأليف شمس الدين دمشقى در گذشته در سال 727 هجرى ، نام شط العرب براى اين رود ذكر شده « 2 » . و اين هم قديمىترين كاربرد نام شط العرب نيست . درخور ذكر است كه قديمىترين جايى كه نام شط العرب براى اين رود به كار رفته در يك كتاب فارسى يعنى در سفرنامهء ناصرخسرو است كه وى در اواسط قرن پنجم هجرى يا به حساب دقيق‌تر در سال چهارصد و چهل و سه هجرى قمرى در بصره بوده و اين رود را ديده و از آن به‌نام شطّ العرب ياد كرده است « 3 » .

--> ( 1 ) . بارتولد ، جغرافياى تاريخى ايران ، ترجمه فارسى حمزه سردادور ، چاپ تهران 1308 هجرى شمسى ، ص 208 . ( 2 ) . در كتاب نخبة الدهر فى عجايب البرّ و البحر چاپ ليپزيك 1923 م . ص 97 چنين آمده : « و ما تقرب من أبلّة البصرة موضع يعرف بمطارة و هو مجمع دجلة و الفرات الآن اذا انفصلتا من البطائح و السيب ، و هناك يكون نهر واحد عظيم يسمى شطّ العرب » . ( 3 ) . از يمامه چون به جانب بصره روانه شديم به هرمنزل كه رسيديم جاى آب بودى و جاى نبودى تا بيستم شعبان سنهء ثلاث و اربعين و اربعمائة به شهر بصره رسيديم . ديوارى عظيم داشت الّا آن جانب كه با آب بود ديوار نبود و آن آب شط است . و دجله و فرات كه به سرحد